لطف الله هنرفر

97

اصفهان ( فارسى )

به اين شرط پذيرفت كه مرداويج اصفهان را تخليه نمايد . ولى كمى بعد خليفه به قتل رسيد و مرداويج اصفهان را در قلمرو خود نگاه داشت . در سال 322 هجرى ، خليفه القاهر بالله مرداويج را به شرط اين‌كه اصفهان را ترك گويد بر سر كارش باقى گذاشت و مرداويج امر خليفه را اطاعت نموده و به برادرش وشمگير ، حاكم اصفهان ، فرمان داد تا شهر را به فرستادهء خليفه واگذار كند ، ولى در همين ايام القاهر از خلافت افتاد و مرداويج بار ديگر اصفهان را در قلمرو خود نگاه داشت . مرداويج پس از تسخير همدان چند تن از سران سپاه خود را با قسمتى از لشكريان خويش به اصفهان فرستاد و آن‌ها چون به اصفهان رسيدند ، كاخ‌هايى را كه احمد پسر ابو دلف در آن شهر بنا كرده و زيباترين ساختمان‌هاى اصفهان بود ، براى پذيرايى مرداويج تعمير و آماده كردند . ابو دلف و پسرش احمد از كارگزاران معروف دربار بغداد در نواحى مركزى ايران بودند و در اصفهان كاخ‌هايى داشتند كه گرداگرد آن‌ها بستان‌هاى زيبا فراهم آورده بودند . مرداويج با چهل هزار سپاهى خود از همدان به راه افتاد و به اصفهان رسيد و در آن كاخ‌ها جاى گرفت و لشكريان وى در شهر پراكنده شدند . جشن تاريخى سده در ساحل زاينده‌رود - مرداويج قصد داشت كشور ايران را از استيلاى تازيان پاك كند و دوباره دستگاه شاهنشاهى ساسانيان را در كنار دجله بگسترد . شكوه و هيبت او را در دوره‌هاى اسلامى هيچ‌يك از كشورگشايان ايران نداشته‌اند . تختى از زرناب جواهرنشان ساخته بود و بر آن مىنشست . جامهء كوتاه مىپوشيد و از تاج‌هاى شاهنشاهان ساسانى تاج خسرو انوشيروان را پسنديده بود و از روى آن تاجى براى خود ساخته بود . چون بر تخت مىنشست و آن تاج را بر سر مىگذاشت ، سران سپاه و كارگزارانش بر تخت‌هاى سيمين كه فراهم ساخته بود مىنشستند و كاگزاران فروتر بر كرسىهاى كوچك‌تر . همه مجلسيان از رعب او خاموش مىنشستند و هيچ‌كس جز پرده‌دارانش كه